کتابخانه فندق من
آنیل جان
برا 20 ماهگیت تصمیم گرفتیم یه هدیه 20 به شما بدیم. من و بابا شما رو بردیم نمایشگاه کتاب و برات یه کتابخونه
تهیهکردیم. البته همش مناسب همین الان نیست و لی انقدر خوب بودن که نشد نگیریم.
جونم برات بگه از شروع نمایشگاه من دو بار تنها رفتم. چون به دقت همه غرفه رو میدیدم.
اما متاسفانه بار اول فقط یه طرف سالن 23 رو دیدم که کیف پولم رو آقا یا خانم دزد با همه پول و مدارکم و
کارتهای بانکی برداشت و رفت. طوری برد که نه روحم خبر دار شدو نه کسی دید.خیلی ناراحت شدم.
چون بهای کتابهای کودک خیلی نیستن پول آوردم که کارت نکشم.!
کاش آخر بازدید این اتفاق میوفتاد!!!
کلی خرید داشتم!!
چون مبلغ کمی توکیف نبود و مدارکم هم بود به پلیس اطلاع دادم. ولی چاره ای نبود جزبرگشت به خونه!!!
شما با آنا خونه دایی علی بودین که به محل نمایشگاه نزدیکه. من دمق آمدم اونجا. دیدن شما مثل
همیشه سر حالم کرد.
بگذریم. باید بیشتر حواسم به وسایلم بود.
امیدواریم با هم این کتابارو بخونیم و لذت ببریم و با هم یاد بگیریم. دوستت داریم فندق کوچولوی صورتی.
کتاب هارو برات می ذارم که هم دوستان خواستن ببیننن و هم اگه از دستت سلامت به آینده نرسیدن یادگاری
گوشه ذهنت باشن.
خوشحال می شم دوستانی که این پست رو می بینن نظرشونو بزارن. اگر هم کتابی سراغ دارن معرفی کنن.








از جالب ترین کتابهایی که تا به حال برای کودکان دیدم این کتاب بود. به هر حال ما بزرگتر ها حقیقت کوچ از این دنیا رو میدونیم. این حق بچه هاست که راجع به همه حقیقت ها بدونن. با لاخره یاد خواهند گرفت هر روز زندگی فقط شادی و خوشی نیست. این کتاب خیلی زیبا مفهوم مرگ رو شرح داده. من که خیلی خوشم اومد. کتاب متفاوتی برای خردسالان هست.
































یه سری کتابهای دوطرفه بودن با 2 قصه کوتاه. بامزه هستن.








آنیل جان من عاشق این موجودم.پاندا کونگ فو کار. ممکنه اینو خودم بردارم.


این کتاب هم که خیلی برات زوده اما مطالب جالبی رو داره

این هم جلد پشت کتاب

تو عزیز دل ما و نور دیده مایی آنیل جان
در پایان یه کتاب سورپریز داریم برات که .... انشالا بزودی با خبر خوبمون ازش رونمایی می کنیم.




کتابخانه فندق من 
